اهمیت داشتن انگیزه در دوران بازنشستگی

  • حال خیلی خوب فروردین ماه 1399

دوران بازنشستگی را با دوران پوچی و بی ارزشی اشتباه نگیرید!

برای بسیاری از ما که با روش های عجیب و غریب آموزشی و تربیتی بزرگ شده ایم ،گرامی ترین دوران زندگیمان دوران نوجوانی و جوانی تلقی می گردد، و هر قدر سن ما بالاتر می رود انگار عمر و زندگیمان بی اهمیت تر و بی ارزش تر می شود! گفتن این موضوع که دوران بازنشستگی از مهم ترین و اثرگذارترین دوران زندگی ما می تواند باشد ، ما را متعجب خواهد کرد. همه ما به نوعی این قضیه را ردکرده و خواهیم گفت
” ای آقا از ما گذشته و این حرف ها فقط برای جوان ها و کتابها قشنگه !” و احتمالا پوزخندی می زنیم و پایان… !
نا امیدی به آرامی در وجودمان رخنه می کند و کم کم خود را درگیر بیماری های گوناگون خواهیم دید. هر لحظه این بیماری ها ما را افسرده تر می کند و باور اینکه واقعا ” از ما گذشته ” است در وجودمان تشدید می شود. اصلا به این فکر ایمان می آوریم و حتی تصور چیز دیگری را نیز نمی کنیم!
من می گویم برای بیشتر ما، چه خوشحال باشیم و خوشبخت و یا غمگین باشیم و بدبخت مرگ آخر کار است. اما تفاوت عمده ای است میان فردی که رضایت کاملی از زندگی دارد و در لحظه آخر لبخندی از سر رضایت می زند و به عمر پر ثمر خود نگاهی می اندازد و خوشحال است ، با انسانی که اسیر و خمیده زیر بار فشار زندگی با غمی عمیق بابت بیهودگی عمرش از دنیا می رود!
وقتی ما از زندگی ناراضی باشیم، در هنگام مرگ همه خواهند گفت راحت شد و کسی به این فکر نخواهد کرد که عجب زندگی باشکوهی را سپری کرد! حال اگر می خواهید بگویید از شما گذشته است تصمیم با شماست و این مطلب بیش از این بدرد شما نمی خورد!

اما اگر باور دارید حیات ما یک نعمت بزرگ و بی نظیر است که هنوز در این جهان پهناور نمونه ی دیگری برای آن پیدا نشده است، این مطلب را تا آخر بخوانید و همواره بدنبال خواندن و جستجو کردن باشید تا لحظه ای که واقعا  دیگر نتوانید!

شادمانی

دوران بازنشستگی دورانی بی ارزش و پوچ است . این ادعا سراسر بی اساس است! وحتی  این دوران سراسر پر اهمیت و تاثیرگذار است.  ما می دانیم پوچی و بی ارزشی نیز می تواند در دوران بازنشستگی  وجود داشته باشد. این امر به انتخاب و تصمیمات ما بستگی دارد، اما به نظر می رسد زندگی یکنواخت و عاری از هرگونه توجه و اهمیت به خود، چیزی نیست که بتواند یک شبه و یا با یک تغییر در روند کاری شما یعنی بازنشستگی به وجود بیاید. انسان های پوچ و اسیر بیهودگی اینگونه رشد می کنند. همیشه بیهوده بوده اند و هیچگاه کارمثبت و درستی را انجام نداده اند! پس در جوانی و نوجوانی نیز می توانیم زندگی بی معنا و پوچی داشته باشیم .در سوی دیگر چطور کسی می تواند با اتمام یک دوره زندگی اینطور فکر کند که همه چیز تمام شده است!؟

شادمانی

بسیار عجیب خواهد بود انسان این تصور را داشته باشد که همه چیز فقط در یک روند مشخص برای ادامه زندگی خلاصه شده است . اما بگمان ما هر برنامه ای تنها مربوط به یک برهه خاص از زندگی است. صبح رفتن به سرکار وانجام تکالیف محوله و بازگشتن به خانه و همیشه طی همان روند و ساختار روزمره، قطعا از ما کسی را می سازد که در دوران بازنشستگی نمی توانیم امیدی بهتر برای دورانی ایده آل ، مثبت و متفاوت داشته باشیم. مگر آنکه به این روند و شکل رفتاری آگاه شویم و قصد تغییر را در خود ایجاد نماییم.

برای انسان های دارای انگیزه و خواهان شادمانی، زندگی جریانی است از تجربه هایی که قرار است شما را خرسند و شاداب سازد. به زبان دیگر شادمانی حاصل انجام فعالیت هایی است که انسان برای آرامش و آسایش خود و اطرافیانش انجام می دهد، نوآوری و خلاقیت را در تفریح و سرگرمی جستجو می کند؛ برای رشد فردی خود زمان و سن قائل نیست.

شاید بارها و بارها با این موضوع مواجه شده باشید که افراد از گفتن سن خود امتناع می کنند. بیایید صادق باشیم . کسی که به اندازه سن خود زندگی نکرده و احساسی از مفید بودن و موثر بودن برای خود و جامعه اش ندارد، از بیان سن و عدد آن هراسان می شود. جالب است بدانیم با اینکار به نوعی تلاش می کند ذهن خود را فریب دهد که هنوز جوان است یا هنوز فرصت دارد. چه بسا همه ما افرادی را دیده ایم که در سنین 70 و یا حتی 80 سالگی سرحال تر از هر جوانی به تکاپو و تلاش مشغول بوده اند. اگر در اطرافتان از این افراد سراغ ندارید، کافی است یکبار به کوهپیمایی بروید و در آنجا افراد سالمندی را ببینید که عدد سنشان آنطور که باید به نظر نمی آید! حتی باور کنید جرات آن را نخواهید یافت آنها را سالمند خطاب کنید!

در اين دنيا و هنگامی که در جستجوي شادي هستید، هيچگاه ارزش تفريحاتي كه بازنشستگي براي شما به ارمغان  مي آورد را دست كم نگيريد. تفريح و سرگرمي زياد یکی از گنج هاي اين دنيا است. بنابراين به گفته ويليام ليون فلپس: آنهايي كه تصميم می گيرند از تفريح و سرگرمي برای رشد و توسعه روحي استفاده كنند، علاقه به موسيقي خوب، كتابهاي خوب، عكس هاي خوب، بازيهاي خوب، همكاريهاي خوب و مكالمات خوب دارند چه كساني هستند؟ آنها شادترین مردم دنيا هستند.

هیچگاه دیر نیست. همیشه می توان آرزویی را ساخت. باور در درون ما با یک تصمیم حاصل می شود. در بسیاری از موارد گفته می شود کتاب خواندن ذهن ما را باز می کند و ما این را می دانیم. اما هیچگاه به سراغ خواندن نمی رویم. دانستن کافی نیست. بایستی شروع به انجام دادن نماییم. امروز شروع کنید. تغییرات را بپذیرید. در گفتگوهای درونی خود مثبت بیاندیشید. تصویرهای عالی از زندگی و روال عالی برای خود بسازید و هیچ محدودیت ذهنی برای دست یافتن به خواسته هایتان قائل نشوید. کوچک شروع کنید. اگر کتاب خواندن را می خواهید آغاز کنید، یک داستان کوتاه در دست بگیرید. برای ورزش از 20 دقیقه در روز شروع کنید. اجازه بدهید در طول چند ماه این روند به یک ساعت برسد. در ذهن خود فریاد بزنید که هیچوقت دیر نیست. حال خوب را یا بدست می آورید یا با دیدن حال خوب دیگران در حسرتش می مانید. همیشه و همیشه انتخاب با شماست.

آرمین ولی پور .حال خیلی خوب